خسته ام
خدایا! به اسرافیل بگو شیپورش را به سوی قلبم گرفته
تا تمام نور امیدت چون آبشاری در سیاهچال دلم فرو ریزد
تا دلم چون چشمه ای زلال به جوش آمده و لبریز گردد.
آمین
خدایا! به اسرافیل بگو شیپورش را به سوی قلبم گرفته
تا تمام نور امیدت چون آبشاری در سیاهچال دلم فرو ریزد
تا دلم چون چشمه ای زلال به جوش آمده و لبریز گردد.
آمین
قاب عکست را از روی دیوار بردار !
به چشم و دلم اعتمادی نیست
نمی خواهم جز تو عاشق یکی دیگر شوم
خواب ِ خواب و فارغ از هر تاب باشم
دوست دارم برگ سبزی بی تحرک
همـــــــــدم قورباغه ای بــر آب باشم
نقطه نقطه می گذاری از خودت
لابلای لاله های سرخ دشت
بوته بـوتـه می گذاری از خودت
برایت زبان می ریزم
اما تو لبخند می زنی
برایت درد دل میکنم
باز هم لبخند می زنی
برایت گریه می کنم
همچنان لبخند می زنی
حکمت این لبخندها چیست
به بلوغ من در دوست داشتنت کمک کن ، خدای من!!
گاهی فکر میکنم اخترشناسان خل شدند
چطور این همه عاشق گرد ماه رویان میگردند
اونوقت اونا میگن ماه گرد زمین میگردد
ترسم که شبی ماه نباشد
زان هیچکس آگاه نباشد
بینند ترا ماه بخوانند
انگار که آن ماه نباشد
ترسم کخ دمی فاصله افتد
دل در عقب قافله افتد
کارم به مناجات شبانه
با مُهر و نخ و نافله افتد
نخ: تسبیح